دفتر : ترانه های زخمی

تاریخ ایجاد : 7/8/1399 - 20:31

دل

می نشینم ته جانم و به اعماق وجود، میشوم خیره هزاران ساعت سقف لرزان نگاهم گاهی .گاه فوراره ی چشمان تب آلوده و گاهی نفس شعله ورم را به تماشا هستم .استخوانهای ترک خورده ی من تخت جمشید تنم به چه سوگند؟ که آرامگه کورش جان دیدن و دیدن دارد. به شبستان سرکی میزنم آنجا که من و ماه سخن میگفتیم ، تا که شب راحت و آرام بخوابد ، حک بیداری ما بر سر دیوار تماشا دارد من همان گم شده چون سوخته شهرم ، همه دنبال من و من به دنبال خودم میگردم گریه ام خط شجر ، تاریخ است. صبر من مهد تمدن ، سخنم میراث است مومیاییست امیدم حال و احوال مخوفی دارم. در دل مقبره وارم سالها ساکن اهرام بیابان هستم داستانم باستانیست افتخاریست که بس خویشِ خودم میخوانم صدیقه فرخنده...آوا


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .
اجازه نقد شعر در نظرات فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 47

دیروز : 92

هفته پیش : 623

کل : 1943668

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398