دفتر : سروده های ابراهیم نصراللهی

تاریخ ایجاد : 27/6/1399 - 12:59

برف پیری

تو با افسونگری دل برده ای از ما نمی دانی چه حاصل شد مرا بعد از تو جانا جز پریشانی کنون با روسری هستی و دلها برده ای بانو قیامت می شود بر پا اگر گیسو بیفشانی جوانی بود ومن بودم تو هم غوغا بپا کردی کنون این بار پیری هست و این برف زمستانی بیا بنگر تو حالم را ببین دنیای زارم را که چون موری شدم نومید درگاه سلیمانی غمت برما بسی بی رحم می تازد. تو می گویی غلامانی زقوم ترک وتاتارند مهمانی تورا باغیر می بینم دلم آزرده می گردد بیا بگذر تمامش کن خدارا این هوسرانی جوانی را هدر کردم ندیدم حاصلی جز غم کنون با بار پیری می روم سوی غزل خوانی


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 382

دیروز : 444

هفته پیش : 3087

کل : 1665953

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398