دفتر : بیست و هشت قرن اردیبهشت

تاریخ ایجاد : 17/10/1398 - 9:12

زندگی

یک دلیل محکمی کم بود زندگی سراسرش غم بود زندگی نه ، پیاله ی سم بود زندگی بعد زلزله ، بم بود روی چهره ی کسی نم بود او فرشته نه که آدم بود " داشتم زندگی نمی کردم یک نفر آمد و سلام کرد یک نفر که از خود من بود آمد و غصه ام را تمام کرد " هرچه بر زندگی ، مقدم بود زندگی نه ، خودِ جهنم بود هرچه جز رنج ، مبهم بود وعده هایش همه منظم بود زندگی که ابرویش خم بود غصه هایش همه مسلم بود " داشتم زندگی نمی کردم یک نفر آمد و سلام کرد یک نفر که از خود من بود آمد و غصه ام را تمام کرد " زندگی خالی از مرهم بود زندگی عجیب درهم بود پایه ی درد و رنج محکم بود هرچه بود و نبود از دم بود گویی انتهای عالم بود زندگی اول محرم بود " داشتم زندگی نمی کردم یک نفر آمد و سلام کرد یک نفر که از خود من بود آمد و غصه ام را تمام کرد " #سجاد_صادقی


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .
نظرات ثبت شده این اثر نیاز به تایید صاحب اثر دارد .
اجازه نقد شعر در نظرات فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 27

دیروز : 55

هفته پیش : 539

کل : 986559

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398