دفتر : ملجا

تاریخ ایجاد : 4/4/1399 - 22:36

مرد بارانی من

نور سپیدی از کنج پنجره لمس میشود پرتو های صورتی باز از هر طرف سرک می کشند عروسک قدیمی چشم بر دیوار گذاشته و عطر وانیل در هوا می دود آنها ام کمی بزررگ تر شده اند صدایشان را میشونی جدالی بر نور آری عزیزکم ؛گل هایم را میگویم از بعد عطرت در پی هر سپیدی در جریانند حتی اپوتیاام بعد تو بی قراری میکند چندی پیش جای ناخن هایش روی دیوار جاماند پس از تو تغییری چشمگیری در اتاق حاصل نشد تنها تمام وسایل روی میز را به کنار تخت آوردم مبادا ذره ای از عطر تو در هوا باشد و به مشام نرسد در میان امواج باشد و در شلوغی نرسد دیر برسد منتظر بمانم آه!از بعد آن باران چشم به راه مانده ام مرد بارانی من چشم به راهی دوخته ام که تنها تو آشنایی... در این حوالی کسی نیست عطر پیراهنی چهارخانه، بوی نمناک باران، صدای آب روی شیشه در این حوالی همه چشم به راه اند مبادا بارانی بیاید و از راه نرسی مبادا باران بیاید مبادا شاملو نباشد مبادا نباشی


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .
نظرات ثبت شده این اثر نیاز به تایید صاحب اثر دارد .
اجازه نقد شعر در نظرات فعال می باشد .
نظرات این اثر تنها برای کاربران سایت نمایش می یابد .


تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 279

دیروز : 300

هفته پیش : 1834

کل : 1396073

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398