3
3
5
1
0

توجه : کلیه ی پیام های رد و بدل شده میان کاربران محترم سایت، باید مطابق و بر اساس قوانین و عرف کشور بوده و در هر حال موازین اخلاق و شرع را رعایت نماید. بدیهی است ، به هر نحو از انحاء ، مقامات ذیصلاح درخواست دسترسی به این صفحه را داشته باشند ، عیناً مطالب مورد نظر به آنها ارائه خواهد شد.

ارسال انصراف
دیگر آثار
2
0
0
2
0
0
2
0
0
1
0
0
2
0
0
دفتر شعر هذیانهای بی قافیه


تاریخ ایجاد : 1397/1/12 - 17:0:41
آخرین ویرایش : 1397/1/15 - 7:4:1
سزای عاشقی

چون مهیا دیده ام هم دار و هم ساتور را
قصد کردم زنده سازم قصّه ی منصور را

بر پرِ پروانه خوش آید تلظّی در جنون
شمع را آنگونه می بیند که موسی طور را

بر نمی آید زِ دستم کارِ نیکی جز دعا
نیست حکمی غیرِ باران دیده ی مهجور را

اشک بر چشمان عاشق راه میبندد ولی
((نیست حاجت بر عصا در خانه ی خود کور را))

رخ چه پنهان می نمایی؟می شناسد چشم مست
از هزاران فرسخی هم خمره ی انگور را

کرده شیرین انتظارت تلخیِ پیمانه را
خوش نواتر کرده هجران ضجّه ی طنبور را

تا مبادا سایه ات را کم کند از طالعم
خوش ندارم، آشنایی با سپاهِ نور را

با همان منطق که عاشق عشق را خوش بنگرد
چشمِ عطشان چشمه انگارد سرابِ دور را

تشنگی را آبِ دریا مرهمی معقول نیست
گرچه جوید جامِ حسرت هر شرنگ و شور
کِی تواند حق مطلب را ادا سازد قلم
قلب هوشیاران نفهمد خفته ی در گور را

نوشِ جانم نیشِ این محنت،سزایش مردن است
هرکه بر آتش کشاند لانه ی زنبور را

ـ(بیت داخل پرانتز از صائب تبریزی است)
ـ تلظّی:شعله کشیدن/برافروختن /و در بعضی از لغت نامه ها به جان دادن ماهی نیز تعبیر می شود
ضجّه:غوغا/نوا/نغمه
شرنگ:هرگونه تلخی/زهر

رسول خوش عقیده
زمستان 96
طهران
{{userViewCount}}
{{likeCount}}
{{rateAvg}}
  • نظر ارسالی شما پس از تایید صاحب اثر در سایت نمایش می یابد
  • نظرات شامل مطالب توهین آمیز اجازه انتشار ندارند
  • برای ارسال نظر باید با مشخصات خود وارد سایت شوید یا در سایت ثبت نام کنید
نظرات (0)
ذخیره انصراف

بطور پیش فرض این مطلب در صفحه اصلی سایت به مدت یک هفته تبلیغ خواهد شد

بطور پیش فرض انتخاب ستون سمت چپ یا راست به عهده خود برنامه است

ارسال انصراف