3
3
5
1
0

توجه : کلیه ی پیام های رد و بدل شده میان کاربران محترم سایت، باید مطابق و بر اساس قوانین و عرف کشور بوده و در هر حال موازین اخلاق و شرع را رعایت نماید. بدیهی است ، به هر نحو از انحاء ، مقامات ذیصلاح درخواست دسترسی به این صفحه را داشته باشند ، عیناً مطالب مورد نظر به آنها ارائه خواهد شد.

ارسال انصراف
دیگر آثار
2
0
0
2
0
0
2
0
0
1
0
0
2
0
0
دفتر شعر هذیانهای بی قافیه


تاریخ ایجاد : 1397/1/5 - 17:58:40
آخرین ویرایش : 1397/1/12 - 17:2:22
نیستی

شب به شب درخواب می آیی وفردا نیستی
روشنم کن عاقبت سهم منی یا نیستی

می پلنگم روی هر شطّی که می افتی در آن
ماهِ من آخر چرا اهلِ مدارا نیستی

بس که پرسیدم کجایی،گاه میخندم به خود
خُب چه فرقی میکند ؟وقتی که با ما نیستی

سردی اَت دارد زمستان را به اینجا می کشد
چلّه آوردی ولی از جنسِ یلدا نیستی

یادمان دادند، از اوّل که دنیا بی وفاست
من خیالم چون پری رویی زِ دنیا نیستی

غیرِ مجنون هیچ مردی طالبِ لیلا نبود
بس که مجنونم ندانستم که لیلا نیستی

چون سپهری قایقی میسازم امّا صد دریغ
خوب می دانم که در آنسوی دریا نیستی

سیب و زن پیدا نمی شد آدمیّت باب بود
روزِ خوش از ما گرفتی گرچه حوّا نیستی

لشگری از غم فرستادی به استقبال من
کاش می فهمیدم از اول که تنها نیستی

دور خود صد چاه میبینم،برادر بی شمار
خوش به حالت باشدای یوسف که اینجا نیستی

رسول خوش عقیده
تابستان 96
تهران
{{userViewCount}}
{{likeCount}}
{{rateAvg}}
  • نظر ارسالی شما پس از تایید صاحب اثر در سایت نمایش می یابد
  • نظرات شامل مطالب توهین آمیز اجازه انتشار ندارند
  • برای ارسال نظر باید با مشخصات خود وارد سایت شوید یا در سایت ثبت نام کنید
نظرات (0)
ذخیره انصراف

بطور پیش فرض این مطلب در صفحه اصلی سایت به مدت یک هفته تبلیغ خواهد شد

بطور پیش فرض انتخاب ستون سمت چپ یا راست به عهده خود برنامه است

ارسال انصراف