3
5
15
2
0

توجه : کلیه ی پیام های رد و بدل شده میان کاربران محترم سایت، باید مطابق و بر اساس قوانین و عرف کشور بوده و در هر حال موازین اخلاق و شرع را رعایت نماید. بدیهی است ، به هر نحو از انحاء ، مقامات ذیصلاح درخواست دسترسی به این صفحه را داشته باشند ، عیناً مطالب مورد نظر به آنها ارائه خواهد شد.

ارسال انصراف
دیگر آثار
5
1
5
6
2
5
2
0
0
3
0
0
2
0
0
دفتر شعر دل گويه هاي غزل گونه


تاریخ ایجاد : 1394/1/3 - 10:40:2
غزل آسماني* ( تفاخر ) **

من پرتو ي ز شعشعه ي جاوداني ام .
هر چند در زمينم و خود آسماني ام .
كم رنگ كي شود به دلم شوق عاشقي ؟
در مهر ورزي و شفقت، جاوداني ام .
من ،زاده ام، كه لذت هستي همي برم ،
خيام وار، عيش بر زندگاني ام .
پيرانه سر هنوز مرا روح عاشقي ست ،
با جسم خسته، ليك به اوج جواني ام .
دل، بوستان دايم اردي بهشتي ست ،
آخر تو خويش را، ز چه گويي " خزاني ام " ؟(1)
تا آب و خاك و باد، به گيتي هميشه گي ست ،
ديگر مرا مگو : ز چه آتش فشاني ام .
تا مست رامشند به گردون " بنات نعش " (2)
غرق سرور گر نشوم، خاك داني ام .
تا هست ساز زهره، نوازش گر سپهر ،
انصاف نيست، چامه سرايي كه " فاني " ام .(3)
گر در كمند جور اسيري، بيا كه من ،
با، بال شعر ، در سفر مهرباني ام .
تصوير ناب هر غزلم، سحر روشني ست ،
آري به سحر، وارث ارژنگ و ماني ام .
خيل اند در سپهر ادب، اختران شعر ،
من ( تك ستاره ي غزل كهكشاني)،ام .(4)
" آگاه "، خوش سرود " خديوا"، كه گفته اي :
" تو با بهار آمدي و من خزاني ام " .
{{userViewCount}}
{{likeCount}}
{{rateAvg}}
  • نظر ارسالی شما پس از تایید صاحب اثر در سایت نمایش می یابد
  • نظرات شامل مطالب توهین آمیز اجازه انتشار ندارند
  • برای ارسال نظر باید با مشخصات خود وارد سایت شوید یا در سایت ثبت نام کنید
نظرات (0)
ذخیره انصراف

بطور پیش فرض این مطلب در صفحه اصلی سایت به مدت یک هفته تبلیغ خواهد شد

بطور پیش فرض انتخاب ستون سمت چپ یا راست به عهده خود برنامه است

ارسال انصراف