دفتر : جاده ي دل

تاریخ ایجاد : 1395/6/22

سرّ عشق 3 ( در استمرار هم سُرائي استاد محمد بيك زاده )

1 – بنگر اين عاشق كه آذرمين شده تك سواري يكّه ، دور از كين شده 2 – بشنو از شه چون خجالت مي كشد خانه ي دل را به ازلت مي كشد 3 – اُزلتش عالم فرا گيرد همي هيج نايد بهر اُزلت مرهمي 4 – آتشي برپا كه سوزد عيش را هم عدو برپا نمايد طيش را 5 – دل به دل پيوسته آيد نِي به سنگ گر چه دل گه مي شود سنگين و منگ 6 – كي تواند سنگ و گل در اين جهان دل كند مايل به خود از اين بتان 7 – بت پرستي جهل محض اشقياست حق پرستي رنديِ دُرد آشناست 8 – آن زمان بتهاي هر كس موم بود چوب و سنگ از هر طرف معدوم بود 9 – چونكه ابراهيم(ع) آن بتها شكست آن تبر دست بت اعظم ببست 10 – جمله مردم سوي بتخانه شدند از تحيّر مست و ديوانه شدند 11 – پرس و جو و گفتگو آغاز شد قصّه ها و غصّه ها دمساز شد 12 – در پيِ فرمان نمرود آن زمان رفت ابراهيم(ع) نزد كاهنان 13 – شك نبود آن دشمن بتها هموست زين سبب انگشت ِ مردم سوي اوست 14 – گفت ابراهيم(ع) من بنشسته ام كِي بتان مردمان بشكسته ام؟! 15 – آنكه دارد يك تبر را خود به دست مي دهد شرحِ وقوعِ آن شكست 16 – مردمان گفتند كي دارد توان؟! اين بت سنگين و خشك و ناتوان 17 – دشمني جز تو ندارند اين بتان بت شكن تنها توئي در اين ميان 18 – زين تجاهل قصدِ غاييِ خليل اعتراف خلق را بودي دليل 19 – چون براهيم(ع) آتش نمرود ديد بي درنگ آتش به جانِ خود خريد 20 – هر ملك آمد جلو كاري كند مر خليل الله را ياري كند 21 – جبرئيل آمد كه اي پروردگار ناروا باشد خليلت توي نار 22 – جز نبيّت نيست عابد در زمين ملتمس حور و پري جمله ببين 23 – ربّ چنين گفت به جبريل امين او براي من بسوزد اين چنين 24 – هر كه جز من عشق و معشوقي بجست راهِ نيكي را در اين عالم نجست 25 – او بخواهد من نجاتش مي دهم در ميانِ آتشش گل مي نهم 26 – زين سبب خود سوي ابراهيم (ع) رفت تا رهاند دوست را از دود و تفت 27 – عرضه شد فرمان بده كاري كنيم آتشش خاموش و پس ياري كنيم 28 – هم زمين و هم زمان نالان شده جمله نزد حق نبي خواهان شده 29 – چون خليل اين وعده ي حق را شنيد از همه چيز و همه كس دل بريد 30 – حرف دل را بر زبان جاري نمود ذرّه اي ريب و ريا در آن نبود 31 – من مدد از او بجويم نِي ز تو درد دل با او بگويم ني به تو 32 – من رضايم بر رضايت اي خدا كُن نظر بر اين خليلت اي خدا 33 – تا كه مقبول افتدش اين عاشقي گلستان مي سازدش اين عاشقي 34 – اين بُوَد رمز عشق عاشقان تا بسوزد عاشقي در گُل سِتان 35 – شرح اين هجران و اين خون جگر رخصتي ده باشدت وقت دگر


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .
نظرات ثبت شده این اثر نیاز به تایید صاحب اثر دارد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 456

دیروز : 498

هفته پیش : 3549

کل : 882542

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398