دفتر : جاده ي دل

تاریخ ایجاد : 1394/11/6

پا بند صبح و شام

. . . 1 - تلاطم در دل اوهام كردند . جهان را پخته وانگه خام كردند . . 2 - مِي از عشق خدا در جام كردند . به چشم عارفان ، گلفام كردند . . . (1) كه نه چرخ از نگاهي رام كردند . . . 3 - ز ساقي پير عشق من خبر داد . فرس از مرزِ عقل من گذر داد . . 4 - به چشم دل ، نشانم آن گهر داد . ميِ نابي كه خوردم ، هدر داد . . . (2) به هُشياري مرا در دام كردند . . . 5 - قرار اين دهر نافرجام نگرفت . امان نامه كس از ايّام نگرفت . . 6 - پيِ لرزنده بر سر بام نگرفت . از آن جانم به تن آرام نگرفت . . . (3) كه بر او ارجعي اعلام كردند . . . 7 - بقا مي آفريند رنگ زردم . كند آتشفشاني آهِ سردم . . 8 - حلاوت دارد اينجا طَعم دردم . خلاف نفس خود رَه مي نوردم . . . (4) چو بيرون از خودم يك گام كردند . . . 9 - منم قلاش و رند و عافيت سوز . ز كفرم دين و ايمان شد سيه روز . . 10 - چونان بد مستيم شد شعله افروز . كه هشيارم نسازد عقل مرموز . . . (5) مي و ميخانه از من وام كردند . . . 11 - خرد را گفتم اينجا ناتواني . مثال ذره اي در بيكراني . . 12 - به بزم عاشقان زان لا مكاني . كه خط ديگري هرگز نخواني . . . (6) تو را پا بند صبح و شام كردند . . . 13 - شهيدان راه نفساني بريدند . وصال جاوداني را خريدند . . 14 - به مقصود از سر همّت رسيدند . ولي آنجا مجابي را نديدند . . . (7) از آن عالم برون اين نام كردند . . . 15 - جهان را عده اي بدنام كردند جناب آقاي قاسم پير نظر . منيّت پرچم هر بام كردند . . 16 - جسارت برتن ابهام كردند . سئوال پُخته را از خام كردند . . . (8) ستم راخادم ايام كردند . . . 17 - خردپيشان قلم را برگزيدن . خدا را در دل ذرّه كشيدند . . 18 - ز چشم انداز هستي دل بريدند . به غير از او بسر شوري نديدند . . . (9) حقيقت را ، چون استشمام كردند . . . 19 - زر اندوزان حماقت خيك كردند . من و مارا ز هم تفكيك كردند . . 20 - جدائي را رعايت نيك كردند . ره آزادگي باريك كردند . . . (10) منيّت را به خود فرجام كردند . . . 21 - دلم ميخواست بودم چون مجابي . ولي من رودم ، او درياي آبي . . 22 - به سطحش پوچ پوچم چون حبابي . و او مي تابدم چون ماهتابي . . . (11) قلمها قصه را ادغام كردند . 23 - اگر شاعر شدي از بدو آغاز .؟ . به پيرامون خود ، بنكر غزلباز . . 24 - كسي ؛ مي ماند اين دوران سر افراز . كه بگشايد ز هر نا ممكني راز . . . (12) عدالت را خسان بد نام كردند . . . 25 - نبايد بي تفاوت نوع خودرا . رها سازي ، نبيني آنچه شد را . . 26 - بياد آور شياطين اُحد را . و لعنت كن مدام آل سعود را . . . (13) كه مهمان را كفن احرام كردند . . . 27 - چو شيران باش اگر ديدي غزالي . فتاده چنگ بي منطق شغالي . . 28 - چنان كن كه "سليم" لااُبالي . بياموزد فنون لايزالي . . . (14) كه از روز ازل اِنعام كردند . . . 29 - من وتو ما اگر باشيم عجب نيست . هر آنكس شد امير عالي نصب نيست . . 30 - بجز مولا علي (ع) مير عرب نيست . جهان را اينهمه زشتي ؛ غضب نيست .؟ . . . (15) كه نيمي از جهان را شام كردند . . .

ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .
نظرات ثبت شده این اثر نیاز به تایید صاحب اثر دارد .


نظرات و انتقادات کاربران

وفا صداقت   2018-06-27 10:26:15

بی نظیربود


سپیده اسدی(مهربان)   2018-07-04 02:22:53

بسیار لطیف


درود فراوان به سید بزرگوار استاد ارجمند وعرض تبریک بمناسبت عید غدیر


تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 55

دیروز : 66

هفته پیش : 301

کل : 150476

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. ۱۳۹۶