دفتر : غزليات

تاریخ ایجاد : 1394/4/29

در ادامه مناجات نامه آقاي سيد عباس مجابي

بگردد به حكم تو گردان سپهر بتابد هماره مه و تير و مهر پديد آيد از امر تو زندگي به مهر آفريني و بالندگي بياراي گيتي به گفتار نيك زمين را بياگن به كردار نيك زمان را به انديشه آگنده كن همه كين و خشكي پراگنده كن به پادار آيين پيغمبران هم آيين شاهان با فرّه مان صفا ده به انديشه هاي تباه به آيين و رسم كيومرث شاه برافروز تاري از ايرانيان چو هوشنگ مردي بر آر از ميان كه با آب و آتش جهان پاك كرد جهان پاك از دست ناپاك كرد برآور نهاد دروغ و دبنگ ز نفسم رها كن غم نام و ننگ چو تهمورثم ديده اي پاك ده هلا مرگ بر ديو ناپاك ده حيا را چو جمشيد بر ديده آر كه ديدارمان بي حيا شد عيار به فرزندهامان عطا كن حيا حيا چون نباشد نباشد خدا حيا چون نيايد به چشم و به سر ز ابليس بهتر نباشد بشر لباس مروت بپوشانمان مروت نهان شد ز ما اين زمان چو كاوه ز غيرت بپوشان قبا شجاعت عطا كن به اين آشنا وطن دوستي ده به مردان ما كه حب الوطن هست امر خدا زنان را چنان كن كه گردآفريد براي زنان آبرو آفريد خدايا مرا نيز با فرّه كن به فرّ خدايي مرا غرّه كن كه گر آفريدون نشستي به گاه برآرم به نزدش كياني كلاه برآرم ز بنياد جان آهني درفشي بسازم ز پيراهني كنم تنگ بر ديو بد كاره تن برآرم تن و جانش از پيرهن عدالت بباران بر انديشه ها بكن ريش و بنياد كُن ريشه ها اگر ريش و ريشه به هم برتنند نهاد ستم را ز بن بركنند خدايا عطا كن چو سام دلير يكي مرد ايمان يكي نرّه شير كه پايد ز ايران همه نيك و بد از ايران به گيتي حمايت كند كه ايران پر از يار دجال شد حقيقت نهادينه پا مال شد يكي رستمي، كورشي، نادري سياوش وشي عادلي، قادري برانگيز در خاك ايران زمين كه از بن برآرد نهادينه كين درفش كياني به دست آورد همه آبرو بهر ايران خرد بكارد همي دانه ي راستي ز بن بركند كژّي و كاستي نهال صداقت به بار آورد همه راستي روي كار آورد دروغ و تباهي ز بن بركند يكي تيغ بر تارك غم زند برآرد بن فقر و ناراستي رفاه آورد از پي راستي جهان را سراسر به صلح آورد غم و رنج بر ديو و دد بسپرد مداوا كند درد سيمرغ وار شكوه آورد صنعت و كشت و كار برآور خدايا چنان نيز هم كه خيرالبشر را ز بِئس الامم جهان را به صلح و صفا راست دار همه مردمان را به نيكي سپار برآور برون خضر و الياس را و زرتشت و كيخسرو و راس را برآور برون عيسيِ مريمي و يا همچو او مرد عيسي دمي علي كيش و رستم منش رهبري نريمان وشي مرد موسي فري برآرد يكي دست از آستين بتابد يكي نور از آن جبين هدايت نمايد همه مردمان به پيش افتد آن مرد روشن روان و ما پيروانش به دست و به دل نمائيم انبوهِ دونان به گل جهان را سراسر به عدل و به داد گرائيم و از حق نمائيم ياد همه شادماني به بار آوريم هم آسودگي را كنار آوريم سپاريم بر سوشيانت اين جهان همان كس كه گويند امام زمان


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .
نظرات ثبت شده این اثر نیاز به تایید صاحب اثر دارد .


نظرات و انتقادات کاربران

درود دکتر زیبا بود دستمریزاد


درود استاد ارجمندم با اجازه، مشق شعری در محضر کلامتان نوشتم. 🙏🍃🙏 به نامِ خدایی که عشق آفرید و گیتی به فرمانَش آمد پدید به نامِ خداوندِ هفت آسمان خدای دو دنیا و کون و مکان خداوندِ صحرا و دریا کنار خدای گل و باغ و راغ و هزار خدای صداقت، محبّت، وفا خدای صفا بخشِ دل های ما خداوندِ جامِ جم و تاجِ کِی خدای دف و چنگ و سنتور و نِی خدایی که آورد، بود از نبود و بر او کُنَد جانِ دانا سجود ز مِهرش بیاراست ما را چنین به انسان بیاموخت علم و یقین به هر جا و در هر زمان حاضر است شب و روز بر حالمان ناظر است خداوندِ ناظر به رفتارِ ما همین طور ، پندار و گفتارِ ما بزرگی مَر او را سزد بی گمان که بر شاعران، داده طبعی روان بر آنان که دارند روحی لطیف مسلّط به شرحِ نکاتِ ظریف پس از حمدِ باری تعالی دمی که یادش مرا هست چون همدمی، ز دل رو به درگاهِ او می کنم رها خویش، در راهِ او می کنم به باغِ سخن، لاله می پرورم و حاجاتِ خود را بر او می برم بخوانم کنون خالقِ خویش را که بشناسد او، عاشقِ خویش را! خدای من ای آسمان آفرین! قسم بر جلالت، به زیتون و تین! تویی خالقِ شور و شعر و شعور تو بخشی به سیمای خورشید نور ستاره، به امرِ تو چشمک زن است رخِ ماه از نورِ تو روشن است به گلزارِ خلقت، تو آراستی بشر را به هر صورتی خواستی تویی صاحبِ اسم های حَسَن تویی مُمتَحِن، ما همه مُمتَحَن سَلام و مُهَیمِن، مُصَوّر تویی و تنها مدیرِ مدبّر تویی تویی خالق و بارئ و ممتَحِن "تویی آفرینندهء" انس و جِن به هر برگ، شرحی ز اوصافِ توست قلم عاجز از شرحِ الطافِ توست! همان چشمه که، رود و دریا شود جنینی که یک دُرّ گویا شود، شهیدی که که راهِ تو را برگزید کبوتر شد و سوی بامت پرید هنرمندِ نقّاش و پیکر تراش تنابنده ای کاری و پُر تلاش درختانِ سرسبز و دشت و دَمَن غمِ‌ عشقِ بی حاصلِ یار و من، لبِ تشنگان در کویر و سراب شب و وقتِ آرامش و وقتِ خواب، زمین و زمان و هر آن چه، در اوست و عقلی که دیوانهء جستجوست، همه جلوه های وجودِ تو اند به کارِ رکوع و سجودِ تو اند بر آرَم به سوی تو دستِ نیاز به جانی پر از آتش و سوز و ساز کنم دیده را خونفشان و پر آب شود تا دعاهای من، مستجاب خدایا گناهانِ ما را ببخش غریبانِ راهِ خطا را ببخش بتابان به جانِ جهان نورِ خود بکن هر چه چشم است، مسحورِ خود اسیرانِ ناشاد را شاد کن جهان را خدایا! پر از داد کن منِ بی نوا را، نوایی بده به موسای روحم، عصایی بده قلم را بکن رامِ دستانِ من که شعرم شود، نقلِ هر انجمن شدم با همه نقص، هم صحبتت که شاید شوم لایقِ رحمتت من آنم که بی شک تویی رهبرم به چشمِ عنایت دمی بنگرم! مقدّر نما گشتِ باغِ بهشت به هر بندهء پاک و نیکو سرشت و آنان که آتش برافروختند هزاران نفر را در آن سوختند کسانی که بلوا به پا می کنند به ابلیسِ جنگ اقتدا می کنند به آنان که مزدورِ اهریمنند به آنان که با راستی، دشمنند به جرثومه های فساد و دغل که تلخ است در ظرفِ ایشان عسل به هر کس که خارج شد از راهِ حق و بر لعنتِ حق، شده مستحق زمانی بده، شاید آدم شوند اگر نه، همه همدمِ غم شوند بیفکن به زندانشان بعد از آن به آنجا که دارد ز آتش نشان! تقاضای دیگر ندارم جز این، که آباد سازی مرا، سرزمین و تا هست دنیا، ز لطفت دهی به ایرانِ ما، شوکت و فرّهی بر این آریایی کُهن بومِ ما به این مرغِ از دانه محرومِ ما به مهرِ خداوندیَت کن نظر که در آن عدالت شود مستَقر که دیریست مانده ست، چشمانمان به امّیدِ مهدیّ صاحب زمان #محمدعلي_سليماني_مقدم ۰۳-۱۲-۱۳۹۸





تعداد آثار : 58     تعداد دنبال کننده ها : 18

تاریخ ثبت نام : 1394/3/16

تاریخ آخرین ورود : 25/12/1398 - 22:35



تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 235

دیروز : 117

هفته پیش : 1561

کل : 1323092

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398