دفتر : غزلسرا

تاریخ ایجاد : 2/4/1399 - 4:21

درس وفا

آنروزکه درسینه ی خود کینه ام اندوخت هر بار ز دل آتش صد شعله بر افروخت من منتظرش واله و شیدا شده بودم وقتیکه دو چشم تر من او برهش دوخت در بزم می و محفل رندان تو ندیدی او "بال و پرش سوخت ولی من جگرم سوخت" ساقی و من و میکده و جام بلورین صد درس وفاداری ومهرش ز چه آموخت افسوس که در وادی سرگشته ی حیران عشق من مجنون به دلش هیچ نیاندوخت بیچاره دلم را که به دستش به سپردم این قلب گرانمایه که بر ناصره بفروخت (ژولیده )شبی با دل غم دیده چنین گفت لیلای تو این درس جفا را ز که آموخت #_کیهان_ژولیده_انارکی @keyhanzholideh66


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .
نظرات ثبت شده این اثر نیاز به تایید صاحب اثر دارد .
اجازه نقد شعر در نظرات فعال می باشد .
نظرات این اثر تنها برای کاربران سایت نمایش می یابد .


تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 311

دیروز : 313

هفته پیش : 2051

کل : 1454944

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398