دفتر : ترانه های زخمی

تاریخ ایجاد : 2/4/1399 - 0:49

اشک

چند روزی ست که یک قطره ی اشک ، گوشه ی چشم دلم می بینم .نه به کام چشم این اشک فرو میریزد ، نه زمین میآید. العجب، اشک سماجت کرده. هر چه اندیشیدم ، یافتم بیش ندانستن را . او خموش و من خاموش خموش کمی نزدیکتر و خیره شدن تجربه کردم آنی چیزکی بود نوشتار به او آتشی حلقه زدم بر سر خویش ، سوختم، روشنی چشم شدم . گشتم و گشتم و آهنگ شدم شعری را بسته بودم به ضریح چشم آبی رنگت ، هستی و جانم را چه کسی اشک شناس ،؟ چه کسی میداند قصه قلطیدن را؟ هنرم نیست شدن میباشد .من گل تازه شکوفا شده ی اسرارم حرف صاحبدل و صاحب دردم .من سبک بال ترین آه زلال و به صندوقچه ی حرف مگو همسانم .دست و پایی دارم بسته به دل و دلی دوخته در چشمانی ، و مرا چشمانی مام و پدر من که زائیده حرمان و غمم گر به تفسیر مرا میطلبی نیمه شب شانه به شانه تو بیا همراهم ،من و تو ترجمه ی هم هستیم اشک بودی ولی از اصل و نسب افتادی .


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .
اجازه نقد شعر در نظرات فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 313

دیروز : 319

هفته پیش : 2044

کل : 1455010

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398