دفتر : خزان

تاریخ ایجاد : 24/3/1399 - 7:57

همخانه

روزی که در دلم بود همخانه ای نمی خواست جز این دل شکسته کاشانه ای نمی خواست کامم همیشه تشنه دنبال چشم او بود جز چشمهای مستش مستانه ای نمی خواست او گشته بود لیلی،من هم بسان مجنون او جز من پریشان دیوانه ای نمی خواست درویش گر نبودم کلبه خرابه ای بود او جز همان خرابه شاهانه ای نمی خواست او مرغ عشق من بود آغوش من پناهش آغوش من اگر بود کاشانه ای نمی خواست دستی که شانه می کرد مویش به روی شانه این دستهای من بود او شانه ای نمی خواست قلبم چو یک صدف بود او هم بسان یک در بخشا به جز همان در دردانه ای نمی خواست تقدیر این چنین بود ما را زهم جدا کرد شاید بسان عشاق افسانه ای نمی خواست روزی که رفت گریان قلبم شکست انگار او آشنای دل بود بیگانه ای نمی خواست یک صبح دیده هایم روشن به روی ماهش با یک سبد گل رز، صبحانه ای نمی خواست افسوس در نگاهش عشقی دگر نهان بود آن کس که با منش بود همخانه ای نمی خواست .


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .
نظرات ثبت شده این اثر نیاز به تایید صاحب اثر دارد .
اجازه نقد شعر در نظرات فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 311

دیروز : 289

هفته پیش : 2051

کل : 1454992

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398