دفتر : چقدر فاصله ها را دویدم

تاریخ ایجاد : 22/3/1399 - 20:39

فصل زمستانی

وای امشب شد از آن شبها که دل باز هم یاد و هوایت کرده است باز هم از دور دیده سایه ای از پیِ سایه صدایت کرده است برده ای انگار از خاطر دگر قصهٔ دلدادگی هایم،ولی چشم هایم هر که را هرجا که دید داستانت را روایت کرده است فکر کردی در مسیرعاشقی دست و بالم خالی است و من فقیر پس ندیدی عاشق بیچاره ات جان و قلبش را فدایت کرده است بسکه با سردی نگاهم کرده ای شد زمستانی تمام فصلها از نگاه سرد تو این ساده دل پیش چشمانت شکایت کرده است رفتی و راحت فراموشت شده اینکه اینجا یکنفر در فکر توست بی وفایی های دست روزگار توی قلب تو سرایت کرده است کاشکی بودی و با یک‌ خنده ات میزدی برهم همه دنیای من نیستی،دل شد هوایی و مرا بیقرارِ خنده هایت کرده است خواست این‌مجنون بمانی در برش گریه ها میکرده و کرده دعا بی ثمر بوده ولی از سرنوشت التماس بینهایت کرده است.


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 310

دیروز : 314

هفته پیش : 2233

کل : 1455040

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398