دفتر : ساغر

تاریخ ایجاد : 13/8/1398 - 11:3

ساغر

ز من ساغر طلب کردی و من زان بی خبر بودم به چشمانی خمار آلوده در راهی دگر بودم چنان گندم زگرما از تنور شب به وجد آمد که من هم شاهد بزم از شفق تا آن سحر بودم چه طوفانی از آن دلهای بشکن در کویر افتاد که من هم زیر بارانی از آن چشمان تر بودم همه گویا به بتها حمله می کردند و بشکستند در آن شب گوئیا من هم چو بت زیر تبر بودم در آن قحطی که می در ساغرم گم بود و میدیدم دو جام از باده چشمی و سرشار از خطر بودم لبالب کرده نوشیدم شدم از لحظه ها بی خود سرم سنگین وگرم از می ز پا افتاده سر بودم لیاقت گر نبود از دل محبت زان نگارم بود اثر زان کیمیا آمد وگرنه شبه زر بودم سحر چون بانگ ختم ساغر و میخانه سر دادند خمار و بی خبر از خویش و نالان پشت در بودم تنم را زیر بارانی ز شعله دیدم از مهرش که تا آن صبح رستاخیز از آن تب در شرر بودم جرسها از رحیل کاروانی خفته می گفتند چرا از رفت و آمد زین در و دروازه کر بودم دمی کز چشم و ابرویت مرا مصلوب میکردی به تثلیثی فراتر از اب و روح و پسر بودم مرا گر شاهدان در بزم آن قرص قمر دیدند چو من دنباله ای از برق چشم آن قمر بودم


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .
اجازه نقد شعر در نظرات فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 497

دیروز : 496

هفته پیش : 3220

کل : 882550

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398