دفتر : آیینی

تاریخ ایجاد : 9/7/1398 - 0:41

خنده ی قشنگ

دختری باغم نشسته گوشه ی ویرونه امشب داره لالایی میخونه باتن خونی و پرتب میگه بابای غریبم دوباره منو صدا کن سوخته موهای قشنگم بابایی برام دعا کن باباجون اصغرو دیدی سرش و بابا بریدن عموعباسم نبود که پر شش ماهه روچیدن بابا موهامو کشیدن تا صدات زدم دوباره نانجیب با تازیانه زد و گفت بابا نداره عمه جون تواین میونه جای بچه ها کتک خورد اشک عمه رو درآورد اونی که پیرهنت و بُرد باباجون دلم میسوزه واسه ی مادر اصغر میره یه گوشه میشینه هی میگه عزیزمادر همه میگن مث زهرام با با قامتم خمیده صورتم نیلی و خستم وقت مردنم رسیده باباجون پس بدنت کو ؟ سرتو چرا بریده تشنه بودی دم آخر مگه بی حیا ندیده؟؟؟ سر باباش و بغل کرد سرگذاشت روتخته سنگی روحش ازبدن جدا شد بایه خنده ی قشنگی #س_احمدوند #السلام_و علیک یا رقیه خاتون


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 440

دیروز : 471

هفته پیش : 2835

کل : 806288

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398