دفتر : هذیانهای بی قافیه

تاریخ ایجاد : 21/5/1398 - 17:54

پیش از تو درد بود و امید دوا شدن

پیش از تو درد بود و امید دوا شدن بعد از تو نیست بر گره ام چشم وا شدن حاجت نداشت از تو نوشتن ، به رنج شعر باکش نبود حرف دل از بر ملا شدن تیر از کمان جدا شد و دیدم تن از غرور قدّی خمیده میطلبد تا رها شدن این آسیاب گندم ما را برهنه خواست دنیا نداد فرصت از خود جدا شدن مثل نفس رسید و به آهی گذشت عشق دل کندن است ، آخر هر آشنا شدن بر قلب سنگ ،بستن دل ، کار کورهاست آیینه جان ، تو را چه به این مبتلا شدن سکّان شکسته دید و به دوشم گذاشت بخت در شک میان بود و عدم ناخدا شدن حبسم به کنجِ گنجه و آزاد مانده قلع غربت نداشت ، ارزشِ حتّی طلا شدن رسول خوش عقیده تابستان۹۸ تهران


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .
اجازه نقد شعر در نظرات فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 433

دیروز : 455

هفته پیش : 2807

کل : 812600

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398