دفتر : آیینی

تاریخ ایجاد : 11/5/1398 - 4:56

روسیاهی

بارعصیانم سبب شد دربلا افتاده ام باندانم کاری ازخوبان سوا افتاده ام روی دوشم کوه درد ورنگ رخسارم نزار باگناهان از صرا ط حق جدا افتاده ام روزوشب ازیاد بردم عبدم واوخالق است شاکر لطفش نبودم بینوا افتاده ام درمیان سینه ام جاشد هزاران جزخدا درته گودال غفلت بی هوا افتاده ام جیره خوار ذات حق بودم تمام طول عمر من نمکدان راشکستم درخطا افتاده ام بس که نالیدم دراین ایام عمر و زندگی ناسپاسی کردم ازشور و نوا افتاده ام طی شدایام جوانی پیری ازره آمدو گوشه ای زارو پریشان و رها افتاده ام حال نادم مانده ام با پیری ودریای غم دردلم حسرت ولی بی دست وپا افتاده ام آخرعمرم رسید و توشه ام جرم وگناه روسیاهی ماند وازچشم خدا افتاده ام #س_احمدوند


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 284

دیروز : 321

هفته پیش : 2667

کل : 643099

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398