دفتر : شعردل

تاریخ ایجاد : 8/5/1398 - 2:6

طنز

شبی آمد به دیدارم چو مجنون لبش خندان وچشمش کاسه ی خون گمانم مست بود و یاوه میگفت !! زبانش مثل سگ افتاده بیرون🙊🙈 من بیچاره مات حال و روزش به لب شعرِ امان ازچرخ گردون دمی میخواند باعشوه برایم از اندی و آغاسی ... لب کارون به من زل زد نفهم بی اراده به اوگفتم شدی مانند میمون🙊🙈 بروگم شو نبینم هیکلت را شود هر دم بلاهای تو افزون گمان کردی که هستی؟؟ انترزشت!! به من با لهجه میگویی توخاتون😤😤 نخواهم شد زنت ای مست بدبو اگر روزی شوی مانند قارون ولی مردک ندارد هیچ عاری دوباره برلبش اشعارموزون تماسی هم گرفتم با۱۱۰ که مردک رابرند اعمال قانون😆😏 #س_احمدوند #طنز


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 291

دیروز : 315

هفته پیش : 2499

کل : 642890

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398