دفتر : شعردل

تاریخ ایجاد : 12/3/1398 - 3:43

رفت

آمدو با عشوه ای بس بیقرارم کرد و رفت درگلستان جهان بی برگ بارم کردو رفت وعده ی امروز وفردا را به دل داد ازقرار برسر پیمان نماند و بیقرارم کرد و رفت شهره ی عالم شدم درعشق اواما چه سود درمیان عاشقان بی اعتبارم کرد و رفت شادبودم روزگاری پرهیاهو پرزعشق باجفاسوزانده دل راونزارم کردورفت باغ دل سرسبز بود از شوروحال عاشقی بادل پاییزی خود بی بهارم کرد و رفت هرگز ازحالم نپرسید و نفهمید ازغمم!! شاه قلب بینوا اینگونه خوارم کرد ورفت من که عاشق بودم ودلبسته ی موی شبش با طناب گیسوانش اوبه دارم کرد و رفت جان رسیده بر لبم گفتم بمان دیگر مرو نیمه جانم را به تلخی درمزارم کرد ورفت روی قبرم گفت بنویسیدعاشق بود وبس!! نیشخندی ازجهالت او نثارم کرد و رفت #س_احمدوند


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 199

دیروز : 230

هفته پیش : 1820

کل : 457421

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398