دفتر : شعردل

تاریخ ایجاد : 25/2/1398 - 7:11

عاشقانه

تورفتی بعدتودیگربهارانی نمی ماند به دشت خشک جانم قطره بارانی نمی ماند نپرسیدی توحالم را نگفتی از چه رنجورم؟؟ نمیدانی که بی تو روی خندانی نمی ماند چه سازم بادل زارم شده آواره ی صحرا بر این لیلای دیوانه دگر جانی نمی ماند بیا امشب مداراکن توواین قلب صدریشم که حال دل خراب ودرد پنهانی نمی ماند زبس باریدم ازداغ فراقت یوسف قلبم شدم یعقوب نابیناو چشمانی نمی ماند زلیخایت شدم روزی دمادم مست ودیوانه زمین گیرت شدم بانوی سلطانی نمی ماند شدم شبگرد کویت هرنفس باشعردلتنگی تورامیجویم و دردل پشیمانی نمی ماند مریضم بر تب عشقت تویی فرهادومن شیرین براین درد میان سینه درمانی نمی ماند نکن زخم دلم را مرهم ای بود و نبود من!! که بر این درد کهنه وقت جبرانی نمی ماند مراراهی کن امشب سوی قبرستان لیلی ها!! پس از من گریه ات بسیار ودامانی نمی ماند #س_احمدوند


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 125

دیروز : 183

هفته پیش : 1008

کل : 326379

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398