دفتر : مصداق شاعر و شعر سرخ

تاریخ ایجاد : 5/2/1398 - 11:11

ویرایش : 5/2/1398 - 16:20
ویرایش : 5/2/1398 - 16:23
ویرایش : 5/2/1398 - 16:23

تشبیه و دروغ در شاعر سرخ و شعر سرخ

تشبیه نمی بایست دروغ باشد بلکه این شاعر است که می تواند تشبیه را با اغراق و غلو به شکل دلپذیر همراه سازد هدف از تشبیه به هیچ عنوان دروغ نیست نه در طول تاریخ ادبیات کهن ونه در ادبیات معاصر، هر که گفته نه ادیب است و نه شاعری که شعر را شناخته است. بلکه هدف از اغراق و غلو، بزرگ تر کردن و برجسته کردن برخی ویژگی های مشترک است دردو موضوع مورد توجه که شباهت هایی بین آن دو وجود دارد.البته تشبیه در شعر و شاعری با ایجاز کلام همراه است مثال : تشبیه کردن یار به ماه به هیچ عنوان به اصطلاح عامه خالی بندی و دروغ نباید باشد ؛ اگر باشد کار نابخردانه توسط یک حقه باز بی هویت است که به بخوبی هم یاد نگرفته چگونه با کلمات بازی کند . من اگر به عنوان یک شاعر بخواهم بگویم چهره یارم نورانی است و بگویم چهره یارم به علت شاداب بودن ، خندان بودن و یا به علت عبوس نبودن ، به علت موج مثبتی که از طرز نگاه مهربانش به قلب من برخورد می کند و دل من را که از غم های کاذب و فشارهای روزگار و از دهها موضوع روزمره سیاه شده که با دیدن هر کس دل سیاهی خودم را هم به وی سرایت می دهم ، با موج منفی که از خود منعکس می کنم ، همه ی این سیاهی ها را چه با دیدن چه با یادش پاک می کند و دلم را روشن میکند .موضوع بس طولانی می شود . نکته های مطروحه شاید ادیبانه باشد اما شاعرانه نیست ، چرا که یک شاعر باید بتواند این قصه طولانی را خلاصه کند ، این ممکن نیست مگر به کمک هنر شاعری و ابزارهای شعری به نحوی که هم به اصالت موضوع که اینجا نورانیت چهره یار است یا وجود و ذات و کلیت یار نورانی است ، آسیبی نرسد و هم به زیبایی و دلنشینی و رسایی و ایجاز کلام به بهترین نحو ممکن از یک حقیقت محض که در پس یک ظاهر به عنوان واقعیت عینی وجود دارد ؛ پرده برداری نماید. یکی از این ابزارها تشبیه است . ارغوان : ای ماه ترین با چه هلالی تو به تعظیم واداشته ای دل که به نجوای تو باشد : آری این تشبیه به هیچ عنوان دروغ نیست این یک پندار نیک است که اجداد من چند هزار سال پیش به من آموخته اند . گفتار نیک ، پندار نیک دروغ بزرگترین گناه است که همه امامان گرامی شیعه را با دروغ شهید کردند و دروغ یعنی ترور شخصیت ، ترور هویت ، ترور فرهنگی ، ترور اقتصادی ، ترور رزق حلال و.... دروغ یعنی کمک به رشد تزویر ، رشد ریا ، چاپلوسی ، بی اعتباری ، سریع رسیدن به منافع به هر طریق ممکن . مزحک کردن مسایل ، به سخره گرفتن همه چیز و در کل به بازی شیطانی گرفتن هرآنچه که مانع رسیدن به خواسته ها ومنافع شخصی است و این در یک شعر سرخ بعید واز یک شاعر سرخ بعید تر است حافظ: خیال زلف تو پختن نه کار هر خامی است به زیر سلسله رفتن طریق عیاری است سلسله ی موی دوست حلقه ی دام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست اینجا صحبت از تشبیهات برای پختن خیال زلف یار است ؛ برای درست پختن نمی توان از دروغ و یا حتی تشبیهات ساده و معمولی که هر فرد عادی به ذهنش می رسد استفاده نمود ، حتی از تشبیهات تکراری هم نمی توان بهره برد چرا که به علت تکرار و تقلید کسالت آور خواهد بود . برای اینکه تشبیه چنگی بدل زند آشپز فوق حرفه ای باید تمهیداتی بیاندیشد ، یکی از این هنر ها استفاده از تشبیه بعید است .تشبیه بعید تشبیه دروغ نیست ، بلکه تشبیه دور از ذهن مخاطب عام است . تشبیه بعید می تواند ذهن مخاطب را به علت غیر قابل درک بودن آزار دهد اما هنر شاعری همین است که موضوع را باور پذیر سازد به نحوی که مخاطب بپذیرد و با آن انس بگیرد هرچه بعید تر هرچه دروغ تر نیست بلکه : خیال زلف تو پختن نه کار هر خامی است در واقع سرو کار شاعر نه تنها با دروغ نیست بلکه حتی فرا تر از واقعیت است و آن حقایقی است که از دید عام پوشیده است و کار شاعری مثل حافظ حقیقت پردازی و گاه گوشه ی پرده را کنار زدن از روی حقایق است . شاعر سرخ باید دروغ را از شعر سرخ که شعری متعهد است دور سازد . زلال بودن شعر یعنی تحکیم مودت گسترش مهرو دوستی ، ثبات صداقت ، حفظ شان ومنزلت قلم ، خلوص نیت ، ایجاد شور و نشاط پاک ، دعوت به فضای صمیمی و شاعرانه ، تعالی روح ، توجه به لطایف و ظرایف ، انبساط خاطر و دیدار با روح شاعرانه ی حاکم بر فضای زیباییها و خوبیهای شیرین زندگی عاشقانه و عارفانه و دوست داشتنی ؛ با دروغ چنین دیداری ممکن نیست اگر شود این دروغ اسباب آزار خواهد بود . تنیده یاد تو در تار و پودم بود عشقت لبریز از وجودم این نیست که هرچه شعر دروغ بزرگتر باشد پر رونق تر بازارش خواهد بود . بجای اندیشیدن به رونق بازار شعر و شاعری با دروغ پر دازیها که کار بسیار ناپسند و زشتی است بایستی به روح شاعرانه اندیشید و روح حاکم بر فضای شاعرانه با جلوه های زیبای شاعرانه . جلوه ها کردم و نشناخت مرا اهل دلی منم آن سوسن وحشی که به ویرانه دمید مگر با دروغ می شود جلوه ها کرد .حتی سراب هم نبایستی باشد . چرا که سراب یعنی دروغ شاید گنجشک را به جای قناری رنگ شاعرانه زد اما باز قابل قبول است که یک پرنده زشت درون را به عشق یک زیبا زیبا نمود . چراکه باب ستارالعیوبی حکم می کند ما زشتیها را به هر طریق ممکنی بپوشانیم . ولی در سراب شما به جلو می روی اما با هیچ مواجه می شوی حتی دستت به یک گنجشکک رنگ شده هم نمی خورد . یعنی یک دروغ محض تمام عیار . کار نادرستی است اگر انسان بخواهد با شعر مشغول دروغ پردازی شود و در نهایت مخاطب را با هیچ مواجه سازد . در صورتی که ما به عنوان شاعر بجای دروغ پردازی می توانیم از غلو استفاده کنیم و مجاز به این کار هستیم . شما مجازید که یک جوجه را رنگ سبز و یا قرمز و یا آبی بزنی و تزیینش کنی همان تزیینی که ما میپسندیم با یک عروس کنیم و آن عروس حتی زشت را مجازیم با هنر مندی تمام با انواع تزیین به اوج زیبایی ظاهری برسانیم ، کسی نه تنها ایرادی نمی گیرد بلکه اسباب تشویق و تایید هنرمندی هم خواهد بود . روح شاعرانه هم قرار است با چنین تمهیداتی اوج و قله رفیع زیباییها را به ما نشان بدهد . طاووس زیبایی ها را رو نمایی کند اما باید بابت این رونمایی هزینه ی رونما را بابت عروس زیبایی ها بپردازد . هزینه رسیدن به پای طاووس زیباییها چیست . گاه همین طی طریق عرفانی است برای رسیدن به مقصود . هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد . غلو کردن یعنی این زیبایی مختصر را ما نمی پسندیم بلکه بجای قانع شدن به این زیبایی باید بکوشیم به آن زیبایی غلو برسیم . رستم یلی بود در سیستان منم کردمش رستم داستان برای اینکه تو دنبال رستم سیستانی نباشی بلکه رستمی را بجویی در حد و اندازه و در شان ایران بزرگ نه در حد یک رستم کوچک از یک منطقه کوچک . هدف از رنگ کردن گنجشک به جای قناری . هدف از غلو در مورد رستم ، هدف از زیبا پردازی عروس کلاهبرداری ، خود شیرینی و دروغ و نیرنگ بازی نیست . هدف آن است که شما بجای توجه به حداقل ها و بسنده کردن به زیبایی های اندک با حفظ بدیها چه بسا با حفظ بدیهای بزرگتر به فکر این باشی که هم زشتیها را بپوشانی تا بالاخره ازبین ببری و هم قناعت به اندک زیبایی خدا دادی نکنی بلکه کار خدا را کامل تر کنی گرنه راه کمال و کمالات و طی طریق در رسیدن به اوج کمالات بی معنی است . کمالات زیبایی یک عروس از بیرون به درون باید سرایت کند . رستم کوچک سیستانی را کسی نمی خواهد بلکه این رستم باید بیرون بیاید از لاک کوچک خودش و تبدیل به رستم فوق قهرمانی شود که مدال آور در عرصه بین المللی شود . من فردوسی معاصر به عنوان یک شاعر فرهیخته سرو کارم با دروغ پردازی نباید باشد که منجر به نشان دادن سراب کارم شود . بلکه باید با غلو و بزرگ نمایی هنرمندانه قله هایی را نشان بدهم که یک مخاطب سست را وادار نمایم سختی را بر خود آسان نماید تا خوش خوشانش شود که با میل و رغبت بسوی اوج توجه نماید و حرکت بدان سمت نماید . درست مثل کاری که رودکی کرد : بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی ریگ آموی و درشتی های او زیر پایم پرنیان آید همی میر سرو است و بخا را بوستان سرو سوی بوستان آید همی این دروغ نیست بلکه این غلو است اما موجب تحریک و تحرک امیر خان و حرکت وی با نگاه زیبا به بخارا توسط رودکی گرامی . شاعر سرخ و شعر سرخ تعریفش همین است که بسنده به سطح زیبای پایین شعر معاصر نکند بلکه اوج دشوار و قله رفیع شعر و شاعری را دریابد که هیچ بلکه از آن هم عبور کند و برسد به روح شاعرانه ی حاکم بر جامعه بزرگ جهانی چیزی که فعلا وجود ندارد اما قرار است که من بعد پدیدار شود . و شاعران امروز ایران ، فردا باید تبدیل به صدای روح شاعرانه بلند قامت ایرانی جماعت شوند ؛ تا این صدای زیبا و رسای هنرمندانه و عارفانه و معنوی ایران بزرگ کی بگوش جهانیان رسد . شاعر سرخ ناسروده شاعر . چرا؟ چون اصل روح شاعرانه است که در اوست این روح کجاست که با پرواز روح هم نمی توان شکارش کرد؟ این روح در جان ملت بزرگ ایران موج می زند اما همه غافل از این روح عظیم الشان هستند و این کاشف آن را به زیبایی دیده است . بر همگان است که عینک این کاشف را بر چشم بزنند تا قادر به درک دیدن آن شوند . نکته های دیگر در درنگی دیگر . راستی و درستی مشرب شعرتان . بجای غرق شعر شدن . روح شاعرانه را باید دریافت روحتان شاعرانه تر باد .


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .
اجازه نقد شعر در نظرات فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 114

دیروز : 197

هفته پیش : 1022

کل : 326496

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398