دفتر : مصداق شاعر و شعر سرخ

تاریخ ایجاد : 14/1/1398 - 19:40

ویرایش : 14/1/1398 - 19:45
ویرایش : 14/1/1398 - 20:42

طنز و کنایه در شعر سرخ

طنز و کنایه در شعر سرخ : طنز و کنایه در شعر سرخ دارای اهداف خاص بویژه در جهت همدلی و همراهی است . یک طرف و طرف مقابل را در مقابل هم قرار نمی دهد بلکه دعوت کنندگی به سوی درک متقابل و تساهل وتفاهم و پذیرش دارد . به جای تحریک متقابل و رو دررویی به نرمی و ملایمت و شیرینی و ملاحت زبان و پرهیز از نیش زبان بس گزنده ، گرایش دارد . به جای تحریک به مقابله جویی و در مقام تدافعی قرار دادن طرف مقابل و رودر رویی آزار دهنده ی تخاصمی ، دعوت به همسویی و همکاری و رفع موانع با یاد آوری هوشمندانه و نکته بینانه در خصوص تحقق حق و عدالت و توجهات ویژه و ....به شیرینی می کند . به جای تلخکامی یک طرف ، رضایت و گذشت طرفین و مهر و عطوفت و بر قراری مساوات و عدالت به حق و ارائه درک متقابل با شیرینی مورد درنگ است . اصولا چون حرف حق تلخ است و به ذائقه خیلی ها خوش نمی آید بالاخص که خود را در جایگاه حق می پندارند و بیان صریح حق تنش آفرین می شود و جامعه ی ما نیز در مقابل آن واکنش تند احساسی گاه نشان می دهد که اغلب غلبه احساسات بر عقلانیت را بدنبال دارد و جامعه بطور ناخودآگاه فکر می کند حرف حق همه چیز را در درون خود دارد به جز شور و احساسات برای دفاع و طرح آن ، لذا به شدت بر طبل احساسات می کوبد ، احساساتی که بعد روانی انسان را بیشتر تحریک می کند ؛ به همین علت خیلی مواقع ، احساسات روانی با هیجانات کاذب در مواجه با «حرف حق صریح» از خود نشان می دهند . بنابر این خیلی مواقع «حرف حق صریح» موجب تنش ، تند خویی ، عصبانیت ، تشویش اذهان عمومی می شود ، به ایجاد فضای روانی دامن می زند و کار کرد روانی – احساسی پیدا می کند . هنر شعر با رویکرد طنز و کنایه دربیان بخشی از حرف حق و شیرین کردن کام تلخ ، نه تنها باعث جلوگیری از اوقات تلخی نیز می شود بلکه از آنجایی که توام با بیان احساسی شاعرانه می شود و با این بروز احساس شاعرانه لطیف و ادیبانه ، میدان را از احساسات تند می گیرد این هنر و طبع شاعرانه است که حرف حق را به زیبایی مطرح می کند ؛ به جای تحریکات روانی و احساسات تند خویانه ، عقلانیت و کمالات معرفتی را مورد توجه بیشتر قرار می دهد ، گاه به در می گوید که دیوار بشنود ، گاه به شوخ طبعی و گاه حتی به تناقض خنده آور و .... لذا از ارزش فوق العاده ای بر خوردار است و هنر والایی محسوب می شود که فرصت بزرگی فراهم می کند ؛ تا بیان گاه خطرناک وگاه غیر قابل عرضه را ( به مصداق زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد ) به جای شر و بدی به شیوه خوبی و خرمی عرضه نماید . در شعر «سرخ ومتعهد » است که وحدت و همدلی جامعه دارای ارزش و جایگاه مهمی است که چهره های سرخ برافروخته از حرف حق را به چهره های خندان پذیرنده حرف حق بدل سازد . در واقع شعر کنایی و طنز در روش شاعر و شعر سرخ به نوعی کار بستر سازی برای پذیرش حرف حق را به شیوه شیرین و دلپذیر انجام می دهد . حق به جانب برخورد کردن و در لاک تدافعی فرو رفتن ، انسانها را از درک متقابل عاجز می سازد و هیچ کس حاضر نمی شود حق را نه تنها از زاویه ی دید طرف مقابل نیز نگاه کند بلکه با نگاه یک طرفه از درک اصالت حقیقت نیز عاجز می سازد به بیان واضح تر دچار نابینایی از فهم و درک حقیقت و بسیاری از مفاهیم می شود . اما هنر شاعر سرخ کنایه و طنزپرداز به کمک می آید تا چشم حقیقت و زیبا بین انسان گرفتار را به خوبی باز کند در عین حال این حقیقت اوج هنر شاعری را می طلبد که یک شاعر هنرمند به معنی حقیقی بتواند از پس سختی کاری بس دشوار بخوبی چنان برآید که هم با شیرینی دلبرانه حقیقت را عرضه کند و هم از لوث کردن حرف حق و به ابتذال کشیدن آن جلوگیری کند ؛ که به نوعی پند و اندرز نامحسوس را نیز ممکن است در بر داشته باشد . امید است که این مهم از سوی هنرمندان بیشتر مورد توجه قرار گیرد . نمونه ای از یک شعرکنایی که برخی از ویژگیهای فوق را داراست . نام شعر : خدایـا شُـکرت یار مـا غنچـه دهـان است ، خـدایا شُـکرت صَنمـی ، سَـروِ چَمان اسـت، خـدایا شُـکرت (( آنچه خـوبان همه دارند)) همان است که او عاشـقی دل نگـران اسـت ، خـدایا شُـکرت ! گر چه در سـفره ی ما فقـر عیان اسـت ولـی همه جـا امـن و امـان است ، خدایـا شُـکرت کفِ جورابِ من و جیـب کُـتم سـوراخ اسـت چـون که از دیـده نهان اسـت ، خدایا شـکرت جـای شـلوار چـرا لُنـگ نبنـدم به کمـر ؟ مُـدِ امروز جهـان اسـت ، خـدایا شـکرت جیـره ی دولتیـان آبِ روان اسـت ولـی حـقِّ ما قطره چکان است ، خدایـا شـکرت نعمت و خـوردن آن ، سـهمیّه ی دولتمـرد سهـم ما دیـدن آن است ، خـدایا شـکرت تا که نعمت همه جا هسـت ، نبایـد نالیـد ! گر چه آذوقـه گران اسـت ، خـدایا شـکرت چون که از روزِ ازل در ژِن مـا سـختی بـود نانِ خشـکی به دهـان اسـت ، خـدایا شـکرت یارب این قصّـه ی پُر غصـه چه حاجت به بیان بر تـو نـاگفتـه عیـان اسـت ، خدایا شـکرت شاعر ارجمند : جاذب نیکو نوشتار : حسین پرهیز کاری


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .
اجازه نقد شعر در نظرات فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 92

دیروز : 115

هفته پیش : 728

کل : 244304

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. ۱۳۹۶