دفتر : مصداق شاعر و شعر سرخ

تاریخ ایجاد : 1/1/1398 - 8:40

مصداق شاعر سرخ و شعر سرخ

شاعر سرخ شاعر سرخ نا سروده شاعر است آن شاعری که در راه سرخ پا گذاشت . شهید قبل از شهادت است او که از خط سرخ گذشته است شهید زنده تاریخ است همان شاعری که فکر و انتخاب شروع و انتها خورشید و گل و چه زیبا که تمامیتش سرخ است به سرخی میله ای که بر پیشانی بردگان داغ کشیدند وبه سرخی سینه ی مظلومین تاریخ جور، تاریخ جبر چه تشابه بعیدی است وچه تفاوت عظیمی بین شاعر و شبه شاعر شاعر سرخ و جوشان شاعر زرد و نحیف شاعر بهار شاعر پاییز شاعر توده ها شاعر تنهایی شاعر آرمانهای بلند انسان شاعر آرزوهای کوچک خویش شاعر مردم فهم شاعردشوار فهم شاعر تبلور اندیشه های مردم شاعر اسیر ذهنیات خویشتن شاعر راه یاب و راهبر شاعر کژ اندیش و گمراه شاعر خواسته ها و آرزو های زلال شاعر وسوسه ها ی مسموم شاعر واقعیات و احساسات پاک شاعر اوهام و تخیلات جنون آمیز شاعر آتش افروز شاعر شمع سوز شاعر مردم اندیش شاعر مصلحت اندیش شاعر خدا پسند شاعر دل پسند آری تفاوتی است بین این دو یکی آگاه از احوال خویش از زمانه خویش یکی دست و پا گم کرده در اعصار پیش یکی در ظلمت هم بیدار یکی در روشنایی روز خوابیده بر بال شیطان یکی در کفر هم دیندار یکی دینش مزاحم شکوفایی استعدادهایش آری شاعر سرخ ناسروده شاعر است و شهید قبل از شهادت است هم اوست، شهید زنده تاریخ آری آنکه شعر را به زندگی سرخ و بهاری سرود ه است شاعر تر از آنکه زندگی را به شعر در کنج تنهایی دیوانه وار شعر سرودن از یک شاعر سرخ بعید است به بازی گرفتن وقت مردم با کلمات از او بعید است در عمق سرگردانی بردن از او بعید است رها کردن ذهن مخاطب در وادی چه کنم ها هم بعید در اندوه بیهودگی ها غرق کردن بعید در ظلمت کده ها سیاه نمایی بیشتر برای سیاه شدگان بعید بعید است که شاعر سرخ رقاصه ای باشد که هدفش رقص کلمات باشد رقص کلماتی که هدفش رقصاندن مردم باشد برای جهل و بی خبری عمیق تر عمق جهل و بی خبری چیزی نیست که شاعر سرخ آن را بر تابد شاعر سرخ عیاش میکده ها نیست که دردانه ی درد است برای درمان درد شاعر سرخ مسبب سپیدی عالم است این سوی سیاهی ها واسط مهر الهی است این سوی جفاها بارش معرفتی است در فراخ نای دم سردی های خشک تلالوء نوری است امید بخش در سکوت رخوت بار تلاطم دریای معناست که سکوت ساحل حیرت را می شکند و تو چه می دانی از شاعر سرخ بدی ها اعتباری ندارند تا حد فریاد زدن نبودن خوبی هاست یا کمبود نیکی ها دلیل انفجار نور تو از بدیها در فغان و ناله ای و او ازعمق درک خوبی ها در خروش تو با بدیها شاید بد کنی و او با خوبیها خارها را گل می کند من شاید غصه خور بدیها شده باشم اما او شعله ی فروزان خوبی است شاعر سرخ یعنی پاس داشت دل خونین همه ی امامان شهید همه ی شهدا خونین دلی نه توجیهی برای حمله بلکه حفاظت از اصل دفاع . امروز موشکهای ما سپر دفاعی اند سلاح ما سپر دفاعی است و قلم یک شاعر سرخ ودل یک شاعر سرخ نیز سپر دفاع از نه تنها فرهنگ و ارزشهای ماست بلکه دفاع از آرمانهای جامعه ی ما وشهدای ما ست همانگونه که امامان سرخ و شهید ما سپر دفاعی ما در برابر مکر شیاطین و ستم گران تاریخ هستند .امروز شاعر سرخ دل و قلمش را سپر دفاعی قرار می دهد اگر یک شاعر به دنبال زیبایی ها فقط باشد و هیچ ابزار دفاعی نباشد زیبایی ها را در برابر هجوم وحشیانه قرار داده است هیچ تشعشع دفاعی هم نمی تواند زیزجلوی هجوم شیاطین و گرگ های درنده را بگیرد . بره آهوی خوشگل از دست گرگ اجل که شکارچی باشد به امام رضا پناه می برد و امام رضا (ع) می شود سپر بلای آهوی خرامان وزیبا. و خدا هم برای دفاع از گوزن زیبا به آن شاخ دفاعی داده است . نه تششع دفاعی . یک شاعر سرخ تفکرش باید تفکر دفاعی باشد دفاع از همه ی زیبایها و همه ی خوبی ها دفاع از مهربانی ها دفاع از حیات جهان هستی دفاع از محیط زیست از گلهای فرح بخش از حیاط وحش حتی از پلنگ مازندران دفاع از ارزشها ، از مقدسات از معصومیت کودکی عزیز از نوامیس جامعه از دیانت و معنویت دفاع از وطن از آب و خاک از فرهنگ و تمدن جامعه از آرمانهای الهی ، ازانسان و انسانیت، از مظلومین و دفاع ارزشی در همه ی جنبه ها سند معنوی مصداق شاعر سرخ : سلام عزیز دل .فریاد مظلومانه یک شهید را با هم سرایش نماییم شعر ذیل را یک شهید والا مقام سروده .اولین و آخرین شعر ایشان است که به یاد گار مانده فرصت پرداخت شاعرانه را نیافته و آنرا به حال خود رها کرده بر ماست با اصلاحیه ی ویرایشی شاعرانه شعرش یاد آن گرامی را شاعرانه بسراییم و هدف عالی او را پاس داریم از دوستان فرهیخته خواهشمندم که نقد نموده و هم ویرایش شعر را از نگاه خود ارائه نمایند و براساس وزن شعرکه فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن می باشد چند بیتی سرایش نمایند درد و غم بر سینه ها بنشانده این دنیای دون شاهدان راه حق در کربلا غرقاب خون سربه سر فریادمان در یا رب و یابن الحسن در کمیل و ندبه وجبهه ها دریای خون سوختند در آتش کین عدو طفلانیان جان فدا کردند و رفتند جمله در ماوای خون روز ها با سوز ها و خواندن مرثیه ها پیش ، در میدان رزم و در صف اهدای خون می روم در جبهه ها با مهدی صاحب الزمان در پی خون حسین جان میدهم دریای خون پهنه خاک زمین را روبم و جایش نهم خاک پاک کربلا با سرخی زیبای خون بر سلاح آتشین و دشنه و شمشیر ها چیره گردم عاقبت با قدرت پویای خون شاعر : حسن زمانی جعفری .متولد امام زاده جعفر ورامین زمان سرایش 27/10/1360زمان شهادت1361،منطقه کردستان ،به دست ضد انقلاب . ودر عین حال شعر سرخ پاسخی است برای : برون رفت از شعر غفلت زده و ورود به شعر محتوا گرا ، شعر معنا گرا و متعهد برون رفت از شعر سرگرم کننده به شعر اثر گذار برون رفت از شعر بی محتوای به ظاهر زیبا به شعر فرهنگ و ادب ساز توسط شاعری که می تواند معترض و منتقد و متفکر وگره و راهگشا هم باشد و صد البته کدام محتوا ؟ توضیح اینکه متن ادبی شاعر سرخ و شعر سرخ دهها سال پیش خدا خواست و این حقیر نگاشتم و دهها سال بعد خدا خود قسمت کرد تا مصداق عینی و سند محکم آنرا از یک شهید ببینم چنان که بشدت از هر دو کار خدا متحیر شدم متن و سندی که به قول فرنگی ها مانیفست شعر سرخ معاصر است . شاعر و شعر سرخ یعنی مدافع نه تنها خون سرخ امامان شهید و همه شهدا که پایمال نشود به غفلتها وظلمها و.... بلکه مدافع همه ی ارزشهای والایی بودن که باب " شهادت مدافعانه " از ابتدای تاریخ بشریت گشوده شده است ، بوِیژه آنکه در راس آن بسیاری از مقدسین قرار دارند . دفاع از ارزشهای الهی ودینی ، فرهنگی ، اجتماعی ، خانوادگی ، سیاسی ، میهنی ، ملی علمی و بشری و هستی و دفاع از مظلوم . دفاع یک شاعر سرخ دفاع یک انسان متعهد است . و شعر سرخ شعر غیر متعهد نیست . اگر شعر سرخ حتی عاشقانه و دلبرانه هم باشد غیر متعهد نیست و تعهد مهمترین ارزش یک دفاع عاشقانه از معشوق و عشق است .


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .
اجازه نقد شعر در نظرات فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 391

دیروز : 356

هفته پیش : 2100

کل : 623892

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398