دفتر : جاده ي دل

تاریخ ایجاد : 26/11/1397 - 11:22

هنگامه ی رفتن یا وقت خزان

یا رب گر دست دهد رؤیت الوان خزانت آگاه شوی از نَفَسِ در نَوَسانت اندوه سراپای وجود تو نشیند آخر به چه سان حمل کنی بار گرانت از مدعیِ سلطنتِ جور بپرسید با مرگ کجا رفت چه شد توش و توانت با خویش نه این تیغ فر آخته بردی نه ثروتِ قارونی و نه جسمِ جوانت در کاسه ی سَر نیست بجز غاشیه ماری جز خاک نمانده است ز چشمان و دهانت ای وای از آن روز که این پرده بَر افتد تا فاش شود نزد همه نام و نشانت نه آرزوی مرگ تو را مسئله ساز است نه یار ، نه اغیار ، نه باب و اَخَوانَت در محضر حق فاش بُوَد آنچه که داری مسدود بُوَد مَدخَلِه ی کسب و دکانت آذوقه نَکِشتی به بهاران زِ تَغافُل ای دوست چه خواهی درویدن به اَبانَت چون شاخ تناور شده در مزرعه هستی موشان سوادی و بیاضی نگرانت دریاب مجابی به حیات عاقبتِ کار دستت چو بریدند چه سود آخُریانت التماس دعا


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .
اجازه نقد شعر در نظرات فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 476

دیروز : 504

هفته پیش : 3430

کل : 882548

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398