دفتر : بگو تا بدانم

تاریخ ایجاد : 12/11/1397 - 12:41

ویرایش : 24/5/1398 - 5:46

هجران و وصال

امر بر تابیدنش خورشید از یزدان گرفت پس زمین فرمان برای قدرت گردان گرفت گردشی بر گرد خویش و گردشی بر آفتاب بهر خلق روز و شب گردون چنین پیمان گرفت زندگی با مرگ در هجران بُد از روز ازل عمر طی شد وصل آمد،هجر هم پایان گرفت گر نشاطی بود در هجرانشان ، عهد شباب در خزان زندگی لیکن بسی تاوان گرفت وصل صحرا بر نبود آب در وادی عشق گاه گاهی دیر شد تا آسمان باران گرفت تاکه یوسف عفو فرمودی همه اخوان خویش ازگذشت و بخشش خودحشمت سلطان گرفت دل به دریای خدا گر زد کسی در هر زمان غرق آرامش شد و هم اجر بی پایان گرفت در حریمش شمع عاشق تر ز پروانه ندید وصل او،آتش ز سر تا پای آن جانان گرفت اینهمه غوغا زعشق است درزمین سبزه زار تاکه توپ گرد در دروازه هم سامان گرفت آذر ماه نود و پنج


ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .
اجازه نقد شعر در نظرات فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 376

دیروز : 368

هفته پیش : 2212

کل : 623949

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. 1398