دفتر : دل نوشته هاي ناز

تاریخ ایجاد : 24/9/1397 - 22:56

خسته ام مثل درنایی مهاجر

یا لطیف گاهی تمام مسیر را می دوی بی آنکه به انتهای مسیر فکر کرده باشی تمام شب در شهوت واژه ها غرق می شوی بی آنکه به جنون قلم و بکارت شعر فکر کرده باشی گاهی به پایان خط می رسی و فراموش می کنی ابتدای راهت از کدام مسیر بود! حال که به انتهای خط رسیده ام احساس می کنم تمام این مسیر را بی هدف و برای فرار از خود دویده ام . چه شب هایی که جنون شعر در من شعله کشید و مرا اسیر دیو بی خوابی نمود و منِ بی پناه پناه بردم به آغوش واژه ها شب هایی که شاهد جفت گیری ماه و برکه بودم، شاهد جفت گیری کفشدوزک ها و شعر بود که زاده می شد در ذهن من دردناک! و چه شب ها که میان کابوس ها گم کردم هویت خویش را در آینده ای دور گم می شدم میان کابوس ها و سپیده زاده می شد در من خویشی دیگر. بی هیچ شناختی از منِ دیروز. فرحناززز، نازززز، نازززی، صبورررر پژواک نام هایم مرا به سمت دوزخی از گمنامی می کشاند. ناگاه پیدا شدم در گذشته ای نزدیک "فرح ناز" روی دستان حضرت شهریار آن زمان که صدای اذان را تزریق می کرد در رگ های جان. "ناز" سه سالگی.. روی پاهای پدربزرگ نوازش های حاج عبدالصمد روی ابریشم لخت موها و آرامش صدایی خاطره انگیز در گوش: ناااز نااز "نازی" کودکی دلخوش... و سرمست از خوشبختی روزگار روی زانوی گرم زندگی و آغوش پر مهر حضرت مادر. "صبور" لایه لایه غم بغل بغل ویرانی کودکی چکه چکه اشک های شبانه بی حضور او حال... من ماندم و یک عمر دویدن های بی حاصل صبوری که تمام مسیر را بی هدف دویده بی آنکه به ابتدا و انتهای مسیر فکر کرده باشد. گوشه ای دنج می خواهم جایی که فرح ، ناز و صبوری نباشد جایی خلوت تر از حریم ناز حریری تر از خلوت ناز هر بار که خواستم دست از نوشتن بردارم جنونی مرموز دست و پایم را زنجیر می کرد به شعر و حسی از دوست داشتن پای دل را می کشاند به سمت خلوت حریری ناز باید که تمام حسم را وقف کنم وقف قصه ای به بلندای شب یلدا وقف چشمان تو با احترام/ناز

ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران

تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

امروز : 63

دیروز : 76

هفته پیش : 385

کل : 150535

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. ۱۳۹۶