دفتر : خاطره

تاریخ ایجاد : 1397/8/21

خاطره زیباترین دیدار با پژوهشگر برجسته موسیقی استاد عاشیق علیشاه

به نام یگانه نقش آفرین هستی چهارمین روز اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۷ تقریبا ساعت ۱۱ قبل از ظهر بود که از طرف خواهر فرهیخته ام خانم فرحناز هرندی (صبور) پیامی رسید. در این پیام آمده بود که امروز استاد عاشیق احد علیشاه در تبریز حضور دارند و برای افتتاحیه ی تبریز ۲۰۱۸ در حضور رئیس جمهور برنامه اجرا خواهند نمود. ازایشان زمان و مکان برنامه را پرسیدم. ایشان پیام دادند که فردا ساعت چهار بعد از ظهر در استادیوم تختی تبریز برنامه خواهند داشت. در ضمن گفتند که استاد خواستند که به دیدن ایشان در هتل کسری بروم. از خانم هرندی شماره ی استاد را گرفتم و به ایشان زنگ زدم به گوشی جواب ندادند. برای ایشان پیام گذاشتم . بعد از نیم ساعت موبایلم به صدا در آمد شماره ی استاد بود فورا جواب دادم بعد از سلام و احوالپرسی خودم را معرفی کردم و از ایشان برای دیدار وقت خواستم. قرارمان ساعت هشت بعداز ظهر در هتل کسری شد. حال و هوای دیگری داشتم و می خواستم زمان زود بگذرد و زمان دیدار برسد. از سر کار به خانه آمدم و با جدیت زیاد کارهایی را که از روز قبل برنامه ریزی کرده بودم را بدون فوت وقت انجام دادم تا به موقع آماده باشم. خانم هرندی سفارش کرده بودند که حتما از کتاب ایشان به استاد بدهم من هم برای اینکه در پیش استاد دست خالی نباشم سه جلد از کتاب های خودم را که دو مورد آن به داستان عاشیقی اصلی و کرم می باشد و یک جلد دیگر دیوان اشعار ترکی وحید قزوینی و یک جلد کتاب دیگر با نام محرومان کوی عشق که اثر نویسنده و شاعره ی خوب کشورمان خانم فرحناز هرندی (صبور) می باشد را برداشتم ودر ساعت ۷:۳۰ با شور و علاقه ی وصف نا پذیر از خانه خارج شدم. در پوست خود نمی گنجیدم که استاد مرا به حضور پذیرفتند و با خیال چگونگی دیدار با استاد بالاخره به جلوی هتل رسیدم. به استاد زنگ زدم ایشان گفتند که هماهنگی لازم انجام شده است. پذیرش هتل مرا به طبقه اول اتاق ۱۰۸ راهنمایی کردند. داخل آسانسور نیز به فکر لحظه ی دیدار با استاد بودم که آسانسور ایستاد و در آن باز شد اتاق ۱۰۸ را دیدم و نزدیک شدم زنگ اتاق را زدم در به رویم باز شد فردی با هیبت و با شکوه جلوی من ایستاده بود بعد از سلام و دست دادن استاد مرا در آغوش گرفت در آن زمان حس کردم که دریا قطره ی باران را به آغوش خود می پذیرد. سادگی و بی آلایشی استاد مرا تحت تاثیر قرار داد و چنان با گرمیت از من استقبال کرد که انتظار چنین دیداری را نداشتم انگار استاد مرا از قبل می شناخت. استاد در ابتدای دیدار از چگونگی آشنایی خود با خانم هرندی صحبت کرد و از اشعار و قلم زیبای وی تعریف کرد.استاد از دوستی خود با استاد بهروز ایمانی و سفرهایی که با ایشان داشتند سخن گفتند. بعداز کمی صحبت من کتاب ها را تحویل استاد دادم و از ایشان خواستم تا از خودشان بیشتر صحبت کنند که استاد از کارهای خود تعریف کردند. چنان مجذوب سخنان استاد شده بودم که متوجه گذشت زمان نبودم همچنان غرق در دریای بیکران ایشان بودم. از استاد خواهش کردم که با ساز و نوای خود ما را سیراب نمایند. استاد با خوش رویی ساز را در دست گرفت و به همراه دوست هنرمند خود که بالابان می نواخت شروع به نواختن ساز و خواندن آواز کرد. دیگر برای من گذشت زمان معنایی نداشت با این که ساعت در دستم بود اما از گذشت زمان بی خبر بودم و دلم نمیخواست که آن لحظه را از دست بدهم. در کنار استاد بی همتای عاشیقی بودن لذتی وصف ناپذیر دارد. به درستی نمی توانم آن حس و حال خود را بیان نمایم زیرا قلم من عاجز به بیان آن است. نزدیک به ۵ ساعت با استاد بودم که در نظرم ساعتی بیش نبود که از وقت استاد را گرفتم. با استاد خداحافظی کردم استاد همانند پدری دلسوز فرزند خود را بدرقه کرد. دوباره حس کردم که همان قطره ی باران توسط بخار از دریای بیکران جدا می شود. به امید آن روز که با استاد عاشیق احد علیشاه دوباره در یک جمع باشیم و از علم ایشان بهره مند گردیم. جا دارد در همین جا از خواهر هنرمند و فرهیخته ی خودم خانم فرحناز هرندی(صبور)نیز تشکر نمایم که معرف اینجانب به استاد بودند و موجبات این دیدار را فراهم نمودند. ان شاالله قلم ایشان همیشه سبز و مانا باشد.

ثبت نظر برای این شعر فعال می باشد .


نظرات و انتقادات کاربران




تعداد آثار : 6     تعداد دنبال کننده ها : 7

تاریخ ثبت نام : 1397/8/4

تاریخ آخرین ورود : 18/9/1397 - 16:38



تماس با ما

آدرس : خیابان ستارخان ، قبل از پل شیخ فضل الله ، کوچه نیلوفر ، ساختمان گلها ، طبقه دوم جنوبی ، واحد 5

تلفن : ۴۴۲۸۰۰۵۸-۰۲۱

فکس : ۴۸۲۸۰۰۵۹-۰۲۱

ایمیل : info@hamsoraei.com
آمار بازدید

تعداد کاربران آنلاین : 245

امروز : 18

دیروز : 33

کل : 27866

هم سرایی(اقتراح) نوعی سخن منظوم ِ مبتنی برمشارکتِ ذوق ها وقریحه ها حولِ یک اندیشه یا خیال شاعرانه است که ازسوی یک تن پیشنهادمی شود وبه فعالیتِ خلّاقانه ی جمعی می انجامد.به سخنی دیگر،این شیوه سخن، سُرایشی جمعی وهم خیالیِ گروهی با درونمایه ومضمونی یگانه است.

 

تمام حقوق برای سایت همسرایی محفوظ است. ۱۳۹۶